چاپ        ارسال به دوست

مطلب ارسالي از سفير زندگي؛خانم راحيل عباسي

پول و بخشش...

هربار که می دید اخبار و تلویزیون از خانواده های اهداکنندگان تجلیل می کنن،سریع شبکه رو عوض میکرد و زیر لب غرولند میکرد و میگفت همه اینا دروغه،ده برابر خون بچشون از خانواده های بدبخت پول گرفتن که اعضاشونو بگیرن...

هرچقدر باهاش صحبت میکردم قانع نمی شد و می گفت تو این دوره و زمونه هیچکس مجانی و برای رضای خدا هیچ کاری انجام نمیده،ما که مال و ثروتی نداریم کی میاد به ما کمک کنه؟

از زمین و زمان گله داشت و انتظار داغون ترش کرده بود؛دیگه امیدی به اینکه نجات پیدا کنه نداشت و می گفت هرکی هرچی بیشتر پول داشته باشه زودتر عضو پیوندی میگیره؛فقط از خدا میخواستم که زودتر نوبت پیوند کمال برسه تا هم خوب بشه و هم بفهمه که اهدای عضو ربطی به پول و میزان ثروت نداره.

یه روز حالش به حدی بد شد که خون بالا میاورد،مجبور شدیم ببریمش بیمارستان؛میگفت مریم دعا کن بمیرم تا تو هم از دست من راحت بشی.من فقط بهش دلداری میدادم و غیر از این، کاری از دستم بر نمیومد.

پنج روز از انتظار دو سالمون می گذشت که با ما تماس گرفتن و گفتن که یه خانم جوون تصادف کرده و مرگ مغزی شده و ما باید خودمون رو برای عمل برسونیم؛اولش خیلی خوشحال شدم ولی بعد خجالت کشیدم که از مرگ یک نفر خوشحال شدم ولی خب این تقدیر الهی و خواست خدا بود که این دختر خانم با مرگش زندگی چند نفر رو نجات بده.

کمال می گفت دروغه و یکی سرکارمون گذاشته اما حرفاش دیگه برام اهمیتی نداشت و سریع آماده شدیم و رفتیم بیمارستان؛وقتی که برای اتاق عمل حاضر شد به پرستار گفت ما پولی نداریم که برای این عمل بدیم؛پرستار گفت نه آقا هیچکس اعضای عزیزشو بخاطر پول اهدا نمیکنه،میگن اهدای عضو یعنی بخشیدن،هدیه دادن؛شما وقتی به کسی هدیه میدید یا به کسی کمک میکنید،به خاطر پوله؟ کمال گفت نه و خیالش راحت شد.

دوماهه که کمال،کبد یک اهداکننده عزیز رو دریافت کرده و با لطف خدا و بخشش یک خانواده دوباره نفس میکشه و حالا که یه کم بهتر شده هم خوشحاله هم ناراحت، ناراحتیش هم به خاطر قضاوت عجولانشه و تاسف میخوره که به خانواده های اهداکننده تهمت میزد؛

حالا کمال خودش کارت اهدای عضو گرفته و همه رو به انجام این کار خداپسندانه دعوت میکنه.

ما که نمی دونیم چه زمانی و چطوری دوباره به خاک برمیگردیم اما چقدر خوب می شه که با مرگمون منجی جون و زندگی چندنفر باشیم.

حالا فهمیدم که این ایثار و عشق رو با پول نمی شه خرید، اهدای عضو سعادت می خواد و باید بنده برگزیده خدا و فرشته نجات بود.

 


١٠:٥٤ - سه شنبه ١٩ بهمن ١٣٩٥    /    عدد : ٤٢٤٨٢    /    تعداد نمایش : ١٥٤٨



خروج




صفحات اجتماعی

آمار بازدیدکنندگان

بازدید از این صفحه : 46153 بار
بازديدکنندگان امروز : 3945 نفر
 
کل بازديدکنندگان : 36992610 نفر
 
بازديدکنندگان آنلاين : 3 نفر